الهی :
آفریدی رایگان
روزی دادی رایگان
بیامرز رایگان
تو خدائی نه بازرگان
بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان: سلام بر همه شما دوستان عزیز و گرامی: این وبلاگ درراه ازحمایت ازخانواده فعالیت می کند. یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
۱۳۸۷ آذر ۲۷, چهارشنبه
دولت مهر
دانلود + کد وبلاگ
به ياد روزهاي خاطره انگيز تيرماه 1384 و انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري ، سرود زيبايي در حمايت از آقاي احمدي نژاد مربوط به اون روزها رو روي وبلاگ جنبش قرار داديم .
۱۳۸۷ آذر ۱۴, پنجشنبه
شاید این جمعه بیاید..شاید
۱۳۸۷ آذر ۷, پنجشنبه
عاشقانه
امواج نواي تو به من مي رسد از دور
د ريايي ومن تشنه ي مهر تو چو ماهي
وين شعله كه با هر نفسم مي جهد ازجان
خوش ميدهد از گرمي اين شوق گواهي
ديدار تو گرصبح ابد هم دهدم د ست
من سرخوشم از لذت اين چشم به راهي
۱۳۸۷ آذر ۶, چهارشنبه
سخن ناب
سازنده ترین کلمه گذشت است ... آن را تمرین کن.
عمیق ترین کلمه عشق است ... به آن ارج بنه.
بی رحم ترین کلمه تنفر است ... از بین ببرش.
سرکش ترین کلمه هوس است ... با آن بازی نکن.
پوچ ترین کلمه طمع است ...آن را بکش.
روشن ترین کلمه امید است ... به آن امیدوار باش.
زیبا ترین کلمه راستی است ... با آن روراست باش.
زشت ترین کلمه دورویی است ... یک رنگ باش.
رساترین کلمه وفاداری است ... سر عهدت بمان.
هدفمندترین کلمه موفقیت است ... پس پیش به سوی آن.
عمیق ترین کلمه عشق است ... به آن ارج بنه.
بی رحم ترین کلمه تنفر است ... از بین ببرش.
سرکش ترین کلمه هوس است ... با آن بازی نکن.
پوچ ترین کلمه طمع است ...آن را بکش.
روشن ترین کلمه امید است ... به آن امیدوار باش.
زیبا ترین کلمه راستی است ... با آن روراست باش.
زشت ترین کلمه دورویی است ... یک رنگ باش.
رساترین کلمه وفاداری است ... سر عهدت بمان.
هدفمندترین کلمه موفقیت است ... پس پیش به سوی آن.
عاشقانه
چقدر دلم گرفته از اين همه جدايي
امشب كه محتاجتم اي عشق من كجايي...
من حرفي ساده بودم با تو حماسه شدم من با همه نيازم در تو خلاصه شدم
تويي تو مثل پاييز زيبا و حيرت انگيز
كمي آروم و مغرور با يك غم دل انگيز
تويي كه زندگيمي تو اي خوب صميمي
در قلب من مي موني اي عشق آسموني
حرف مي زني با نگام فقط تو با سكوتت
كتابي عاشقونست لبخند با شكوهت
امشب كه محتاجتم اي عشق من كجايي...
من حرفي ساده بودم با تو حماسه شدم من با همه نيازم در تو خلاصه شدم
تويي تو مثل پاييز زيبا و حيرت انگيز
كمي آروم و مغرور با يك غم دل انگيز
تويي كه زندگيمي تو اي خوب صميمي
در قلب من مي موني اي عشق آسموني
حرف مي زني با نگام فقط تو با سكوتت
كتابي عاشقونست لبخند با شكوهت
ای دیر...
اي دير به دست آمده پس زود برفتي
آتش زدي اندر من وچون دود برفتي
چـون آرزوي تـنگـدلان ديـر رسيدي
چـون دوستي سنگـدلان زود بـرفتـي
زان پيش كه درباغ وصال تو دل من
از داغ فــراغ تــو مـرا زود بـرفـتـي
نـاگشته مـن از بـنـد تـو آزاد بجستـي
نـاكرده مرا وصل تو خوشنود برفتي
آهـت بـه جـان مـن دلـسـوخته كـردي
چـون در دل من عشق بيفـزود برفتي
آتش زدي اندر من وچون دود برفتي
چـون آرزوي تـنگـدلان ديـر رسيدي
چـون دوستي سنگـدلان زود بـرفتـي
زان پيش كه درباغ وصال تو دل من
از داغ فــراغ تــو مـرا زود بـرفـتـي
نـاگشته مـن از بـنـد تـو آزاد بجستـي
نـاكرده مرا وصل تو خوشنود برفتي
آهـت بـه جـان مـن دلـسـوخته كـردي
چـون در دل من عشق بيفـزود برفتي
دلا شبها...
دلا شبها نمی نالی به زاری
سر راحت به بالین می گذاری
تو صاحب درد بودی ناله سر کن
خبر از درد بی دردی نداری
بنال ای دل که رنجت شادمانی است
بمیر ای دل که مرگت زندگانی است
مباد آندم که چنگ نغمه سازت
ز دردی بر نیانگیزد نوایی
مباد آندم که عود تار و پودت
بسوزد در هوای آشنایی
دلی خواهم که از او درد خیزد
بسوزد،عشق ورزد،اشک ریزد
صفای خاطر دل ها ز درد است
دل بی درد همچون کوه سرد است
شعر
اگه دلم تنگ می شه خیلی برات منو ببخش
اگه نگام گم می شه تو شهر چشات منو ببخش
منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو میشمرم
اگه همش پیش همه بهت می گم دوست دارم
منو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چینم
منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب می بینم
منو ببخش اگه تو رو می سپارمت دست خدا
اگه پیش غریبه ها بجای تو می گم شما
منو ببخش اگه واسه چشمای تو خیلی کمم
تو یه فرشته ای و من خیلی باشم یه ادمم
منو ببخش اگه فقط می خوام بشی مال خودم
ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم.
ای بی وفا
سلام اي بي وفا ، اي بي ترحم سلام اي خنجر حرفاي مردم
سلام اي آشنا با رنگ اشکمسلام اي دشمن زيباي جونم
بازم نامه مي دم با سطر قرمز آخه اين بار شده من با تو هرگز
نمي خوام حالتو حتي بدونم تعجب مي كني؟ آره همونم
هموني كه زموني قلبشو باخت همون كه از تو يك بت ، يك خدا ساخت
هموني كه برات هر لحظه مي مرد كه ذكر نامتو بي جون نمي برد
همونم كه مي گفتم نازنينم بميرم اما اشكاتو نبينم
تعجب مي كني؟ آره عجيبم مي خوام دور شم ازت خيلي غريبم
ديگه هر چي كشيدم بسه دختر نمي بينيم همو خوبه ، چه بهتر
ديگه بسه برام هر چي كشيدم فريبي بود كه من از تو نديدم؟
دروغي هست نگفته مونده باشه ؟ كسي هست تو خيال تو نباشه ؟
عجب حتي دريغ از يك محبت دريغ از يك سر سوزن صداقت
گل بيتا چرا اخمات توهم شد؟ چيه توهين به ذات محترم شد ؟
گلایه
هر کس به طریقی دل ما می شکند
بیگانه جدا دوست جدا می شکند
بیگانه اگر می شکند حرفی نیست
از دوست بپرسید چرا این دل ما می شکند
عاشقانه
وقتی دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو
غير دل چيزی ندارم که بدونم لايق تو
دلمو از مال دنيا به تو هديه داده بودم
با تمام بی پناهی به تو تکيه داده بودم
هر بلايی که سرم اومد همه زجری که کشيدم
همه را به جون خريدم ولی از تو نبريدم
هر جا بودم با تو بودم هر جا رفتم تورو ديدم
تو سبک شدن تو رويا همه جا بتو رسيدم
اگه احساسمو کشتی اگه از ياد منو بردی
اگه رفتی بی تفاوت به غريبه دل سپردی
بدون اينو دل من شده جادو به طلسمت
يکی هست اينور دنيا که تو يادش مونده اسمت
غير دل چيزی ندارم که بدونم لايق تو
دلمو از مال دنيا به تو هديه داده بودم
با تمام بی پناهی به تو تکيه داده بودم
هر بلايی که سرم اومد همه زجری که کشيدم
همه را به جون خريدم ولی از تو نبريدم
هر جا بودم با تو بودم هر جا رفتم تورو ديدم
تو سبک شدن تو رويا همه جا بتو رسيدم
اگه احساسمو کشتی اگه از ياد منو بردی
اگه رفتی بی تفاوت به غريبه دل سپردی
بدون اينو دل من شده جادو به طلسمت
يکی هست اينور دنيا که تو يادش مونده اسمت
از اون حرفها
نی نی که از خواب پا می شه ، جیش داره
زنبور که رو گل می شینه ، نیش داره
چوپون که تو بیابونه ، میش داره
این ماهواره که میبینی رو پشته بوم ، دیش داره
حاجی که از مکه میاد ، ریش داره
شطرنج که بازی می کنی کیش داره
اینقدرم چت می کنی آخر ماه فیش داره
سخنان بزرگان
سخن بزرگان درباره عشق
اگر به شما عشق ورزيده ميشود عشق بورزيد و شايسته عشق باشيد (بنجامين)
وقتي چيزي جز عشق برايتان نمانده تازه در ميابيد به چيزي نيازمند نيستيد (خوزه)
كسي ميتواند جوان بماند كه مدام عشق بورزد و از عشقش لذت ببرد (كازانو)
به همه عشق بورز.به تعداد كمي اعتماد كن وبه هيچ كس بدي نكن (شكسپير)
عشق آتشي مي افروزد كه بيزاري نمي تواند آن را خاموش كند (دلاير)
آنان كه عشق خود را آشكار نميكنند معشوق نخواهند بود ( دانته)
عاشق بودن يعني خوشبختي خود را با ديگري توام كردن (لوبريست)
بهاي عشق چيزي جزعشق نيست پس بايد به آن رسيد(دولاريو)
زندگي بزرگترين دارايي ماست و عشق سند و گواه آن (ارسطو)
عشق ورزيدن را فقط با عشق مي توان آموخت (مردوخ)
با عشق زمان فراموش ميشود و با زمان عشق (سقراط)
عشق تنها مرضي است كه بيمار از آن لذت ميبرد (افلاطون)
زندگي با عشق هرگز ملال آور نخواهد بود ( انيشتن)
پدرعشق بسوزد كه بزرگان را نيز گرفتار كرده(سعید )
اگر به شما عشق ورزيده ميشود عشق بورزيد و شايسته عشق باشيد (بنجامين)
وقتي چيزي جز عشق برايتان نمانده تازه در ميابيد به چيزي نيازمند نيستيد (خوزه)
كسي ميتواند جوان بماند كه مدام عشق بورزد و از عشقش لذت ببرد (كازانو)
به همه عشق بورز.به تعداد كمي اعتماد كن وبه هيچ كس بدي نكن (شكسپير)
عشق آتشي مي افروزد كه بيزاري نمي تواند آن را خاموش كند (دلاير)
آنان كه عشق خود را آشكار نميكنند معشوق نخواهند بود ( دانته)
عاشق بودن يعني خوشبختي خود را با ديگري توام كردن (لوبريست)
بهاي عشق چيزي جزعشق نيست پس بايد به آن رسيد(دولاريو)
زندگي بزرگترين دارايي ماست و عشق سند و گواه آن (ارسطو)
عشق ورزيدن را فقط با عشق مي توان آموخت (مردوخ)
با عشق زمان فراموش ميشود و با زمان عشق (سقراط)
عشق تنها مرضي است كه بيمار از آن لذت ميبرد (افلاطون)
زندگي با عشق هرگز ملال آور نخواهد بود ( انيشتن)
پدرعشق بسوزد كه بزرگان را نيز گرفتار كرده(سعید )
عاشقانه
هرگز نشد یک بار بشه قصه عشق تموم بشه
هرگز نشد تو قصه ها لیلی به مجنون برسه
هرگز نشد یک نقاشی رنگ سیاه توش نباشه
هرگز نشد تو دشت عشق محبت دووم بیاره
هرگز نشد که یه شهاب به مقصد نور برسه
هرگز نشد که فصل بهار خزون وبه یاد
هرگز نشد تو قصه ها لیلی به مجنون برسه
هرگز نشد یک نقاشی رنگ سیاه توش نباشه
هرگز نشد تو دشت عشق محبت دووم بیاره
هرگز نشد که یه شهاب به مقصد نور برسه
هرگز نشد که فصل بهار خزون وبه یاد
یامهدی
در حسرت دیدار تو بگذار بمیرم
دشوار بود مردن و روی تو ندیدن
بگذار به دلخواه تو دشوار بمیرم
بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ
در وحشت و اندوه شب تار بمیرم
بگذار که چون شمع کنم پیکر خود آب
در بستر اشک افتم و ناچار بمیرم
می میرم از این درد که جان دگرم نیست
تا از غم عشق تو دگر بار بمیرم
تا بوده ام ای دوست وفادار تو هستم
بگذار بدانگونه وفادار بمیرم
دشوار بود مردن و روی تو ندیدن
بگذار به دلخواه تو دشوار بمیرم
بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ
در وحشت و اندوه شب تار بمیرم
بگذار که چون شمع کنم پیکر خود آب
در بستر اشک افتم و ناچار بمیرم
می میرم از این درد که جان دگرم نیست
تا از غم عشق تو دگر بار بمیرم
تا بوده ام ای دوست وفادار تو هستم
بگذار بدانگونه وفادار بمیرم
شعر
میرسد آن دم که بر سر زور نیست
هموطن آن روز چندان دور نیست
دست اندر دست با هم یک صدا
جملگی با هم به امید خدا
شهر را آیینه بندان می کنیم
خانه را با هم چراغان می کنیم
عاشقانه تن به باران می دهیم
تن به آتش بازی جان می دهیم
در هلال حلقه رنگین کمان
در کنار هیبتی آتش فشان
گرد همدیگر در آن روز سعید
دور تا دور دماوند سپید
مجلسی شاهانه بر پا می کنیم
بر همه آغوش خود باز می کنیم
بوسه های مهر بانی می دهیم
از دل و جان میهمانی می دهیم
با هم احساس سعادت می کنیم
هرچه ایرانیست دعوت می کنیم
هر کجا آزاده ای ملی گراست
صاحب جشن است و مهمان دار ماست
صاحب اندیشه با هر ایده ای
مرد و زن با هر مرام و ایده ای
گر بود آزاده و میهن پرست
میهمان ما همان مارا بس است
سربداران و به خاک افتادگان
سینه بر رگبارها بسپردگان
لشگری از ارتش آزادگان
در ره ایران به خون غلتیدگان
باغبان و هم گل و گل خانه را
داریوش و همسرش پروانه را
بلبلان شاد و شیرین لهجه را
خوش نوازانی چنین خوش پنجه را
با بهای خون بهای جان خود
با گلاب قمصر و مژگان خود
خاک آن را اب و جارو می کنیم
فرشی از گل تا به هر سو می کنیم
بر ستیز قله اش پر می زنیم
پر زنان شیپور باور می زنیم
آی! آن می ریخت آن ساغر شکست
غنچه های آرزو بر گل نشست
دسته دسته گل ز شیراز آوریم
سرو های ناب را باز آوریم
باز هم آن نغمه های شاد را
باز هم آهنگ مبارک باد را
رفتگان را پاک افزون می کنیم
از درون خاک بیرون می کنیم
بانگ آزادی ایران می دهیم
اینچنین بر مردگان جان می دهیم
سعدی و فردوسی و خیام را
شاعران خوب آن ایام را
در حضور شاعری چون پیر توس
چلچراغ بین اختر ها ونوس
آنکه مهرش در دل تاریخ ماست
صاحب آب و گل تاریخ ماست
سر به پایش تا به زانو می کنیم
مقدمش را طاق ابرو می کنیم
شادمانه سخت بر آن باوریم
تا به یک جا دور هم گرد آوریم
مردمان خوب و صاحب نام را
جمله میبینیم آن هنگام را
آفتاب در کنار ماه را
خنده بر لبهای نادرشاه را
هموطن آن روز چندان دور نیست
دست اندر دست با هم یک صدا
جملگی با هم به امید خدا
شهر را آیینه بندان می کنیم
خانه را با هم چراغان می کنیم
عاشقانه تن به باران می دهیم
تن به آتش بازی جان می دهیم
در هلال حلقه رنگین کمان
در کنار هیبتی آتش فشان
گرد همدیگر در آن روز سعید
دور تا دور دماوند سپید
مجلسی شاهانه بر پا می کنیم
بر همه آغوش خود باز می کنیم
بوسه های مهر بانی می دهیم
از دل و جان میهمانی می دهیم
با هم احساس سعادت می کنیم
هرچه ایرانیست دعوت می کنیم
هر کجا آزاده ای ملی گراست
صاحب جشن است و مهمان دار ماست
صاحب اندیشه با هر ایده ای
مرد و زن با هر مرام و ایده ای
گر بود آزاده و میهن پرست
میهمان ما همان مارا بس است
سربداران و به خاک افتادگان
سینه بر رگبارها بسپردگان
لشگری از ارتش آزادگان
در ره ایران به خون غلتیدگان
باغبان و هم گل و گل خانه را
داریوش و همسرش پروانه را
بلبلان شاد و شیرین لهجه را
خوش نوازانی چنین خوش پنجه را
با بهای خون بهای جان خود
با گلاب قمصر و مژگان خود
خاک آن را اب و جارو می کنیم
فرشی از گل تا به هر سو می کنیم
بر ستیز قله اش پر می زنیم
پر زنان شیپور باور می زنیم
آی! آن می ریخت آن ساغر شکست
غنچه های آرزو بر گل نشست
دسته دسته گل ز شیراز آوریم
سرو های ناب را باز آوریم
باز هم آن نغمه های شاد را
باز هم آهنگ مبارک باد را
رفتگان را پاک افزون می کنیم
از درون خاک بیرون می کنیم
بانگ آزادی ایران می دهیم
اینچنین بر مردگان جان می دهیم
سعدی و فردوسی و خیام را
شاعران خوب آن ایام را
در حضور شاعری چون پیر توس
چلچراغ بین اختر ها ونوس
آنکه مهرش در دل تاریخ ماست
صاحب آب و گل تاریخ ماست
سر به پایش تا به زانو می کنیم
مقدمش را طاق ابرو می کنیم
شادمانه سخت بر آن باوریم
تا به یک جا دور هم گرد آوریم
مردمان خوب و صاحب نام را
جمله میبینیم آن هنگام را
آفتاب در کنار ماه را
خنده بر لبهای نادرشاه را
اشتراک در:
پستها (Atom)
